شایان ذکر است چندی پیش مجید دری از مراجعه به چشم پزشک با پابند مخالفت نمود که این اکمر به محدودیت بیش لز پیش ایشان منجر گردید .
متن کامل بیانیه به شرح زیر می باشد :
زنان ومردان سوزان هنوز دردناک تربن ترانه ها شان را نخوانده اند .
سکوت سرشار است سکوت بی تاب از انتظار چه سرشار است
احمد شاملو
تاکی می خواهید قرآن را بر سر نیزه ها کنید و با اعمال زور و فشار از واقعیت بگریزید ؟! تاکی می خواهید با نام قانون و دین بر دگراندیشان و معترضیت بتازید و آنچه رخ خواهد داد را به تعویق اندازید ؟! تاکی می خواهید سبزی اعتراض را نبینید و سرخی خون انکارش کنید و با سیاهی حبس و تبعید دیدگانتان را بیازارید ؟!
یک بار دیگر 16 آذرماه آمد . روز دانشجو ، روز دانشگاه و روز پیشاهنگی دانشگاهیان . روزی که زمانی به نام و کامتان رقم میخورد اینک نیروهای امنیتی تان را گوش به زنگ میکند و آماده باش ،همین ترس و اضطراب بس که بنماید دانشگاه هاس سبز زنده اند و نمرده اند . اگر از کمیتش کم شده بر کیفیتش افزوده شده است ، مترصد فرصتی مناسب که بار دیگر که خواب را بر چشمانتان حرام کند .
دانشگاه را با چه اشتباه گرفته اید ؟ با جبهه وگمان برده اید فرمانده اید و دانشجویان مشتی سرباز گوش به فرمان؟! زهی خیال باطل که چشم وگوش بسته آنچه میگویید اطاعت شود که دانشجونه تنهعا فرمان نمی برد که در مقابل هر زور و ستمی می ایستد هر چند که قدرت مقابل زیاد و تا بن دندان مسلح باشد . که دانشگاه سر تعظیم در مقابل بی خردان در قامت دولتمرد که می خواهد با خاک یکسانش کند فرو نمی آورد و تمام قامت می ایستد که شانش به ایستادگی است . و صد البته این افراد شایسته دولتی اند که در راسش مردی ایستاده که دروغ از ارکان کلامش است و ابا نمی کند از دروغ گویی چه ، هنوز ستاره دار شدن جاری است و محرومیت از تحصیل برای فعالین دانشجویی باب ،کسانی را بر دانشگاه ها می گمارند که اندیشه شان چیزی جز تخریب نیست و راهکارشان مشت آهنین .
از دانشگاه علامه من در کنار استاد دانشگاهم در زندان بودیم و چند قدم آنطرف تر « مهدیه گلرو» در بند زنان . استاد و دانشجو ، دختر و پسر را به حبس افکندند و بر خود بالیدند . دیگر دانشگاهها هم چیزی جز این نبود . چه بسیار بودند دانشجویان در بند . دست کم صد سال زندان دانشجویان نشان داد که جون همیشه دانشگاه در کنار مردم و همراه و هم قدمشان است و هیچگاه میدان را خالی نمی کند . کتک می خورد و می ایستد . کشته می شود و می ایستد . به خوابگاهش حمله می شود و می ایستد . کشته می شود و می ایستد . حبس می کشد و می ایستد . و این شد که ایران دانشگاه شد و تمامی مردمان دانشجو . دانشجویان راه آزادی و دموکراسی . دانشگاه در دلها نشست و در فکرها جای گرفت و بر زبان ها جاری گشت .
پس سلام بر فعالین دانشجویی ، سلام بر ستاره داران ، سلام بر محرومین از تحصل . سلام بر تمامی دانشجویان که نفس دانشجو شدن جرم تلقی شده است . سلام بر اساتید هرچند که ... و سلام بر تمام خس و خاشاکانی که دلشان از استبداد گرفت و به نامآزاد فریاد بر آوردند و سلام و درود بر جنبشی که سبز بود و سبز خواهد ماند و سبز خواهد ایستاد .
ای آزادی از ره خون می آیی اما // می آیی و من در دل می لرزم
این چیست که در دست تو پنهان است ؟ // این یست که در پای تو پیچیده است ؟؟
ای آزادی آیا با زنجیر می آیی ؟

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر