شعبان جعفری بعد از بازگشت آيت الله کاشانی از آخرين تبعيد [۱۳۲۹ خورشيدی] به جمع اطرافيان وی پيوست
صفحات تاریخ در حرکتهای سياسي ما در حد کاغذی است که برای جلوگیری از سوزش گاز اشک آور، آتش اش میزنیم! شهروند ایرانی هرگز تاریخ سرزمین خودو سیر حقیقی حوادث سیاسی کشور خود را نمیداند و آنچه که آموخته و میآموزد تاریخی است که فاتحین برایش مینویسند و میخوانند .
یکی از مشخصههای جوامع پیشرفته و بر خوردار از دمکراسی جایگاه تاریخ در آن جوامع میباشد. متون تاریخی در آن کشورها هرگز با تغییر نظام یا دولتها تغییر نمیکند و هر نوجواني تاریخ را آنچنان میآموزد که پدر بزرگش آموخته است. صفحات تاریخ در آن کشورها هرگز حذف و کم نمیشود بلکه صفحات جدیدی بر آنها افزوده میشود. اما در ایران ما نه تنها با تغییر نظامها، تاریخ دچار حذف و تغییر و تحریف میشود بلکه با تغییر دولتها نیز این اتفاق میافتد!
تا جاییکه میتوان گفت شهروند ایرانی هرگز تاریخ سرزمین خودو سیر حقیقی حوادث سیاسی کشور خود را نمیداند و آنچه که آموخته و میآموزد تاریخی است که فاتحین برایش مینویسند و میخوانند.
چگونه است که بعد از گذشت نزدیک به شصت سال اسناد و مدارکی و مدعیانی پیدا میشوند که بحث اصلی آنهانقش موثرروحانیون در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۲۸ است؟ آیا اگر این مورد در کتابهای تاریخ ما موجود بود ودر مدارس و دانشگاههای ما تدريس ميشد باز هم به کسی چون خمینی اعتماد میکردیم؟ آیادر آن صورت مسیر تاریخ سیاسی ایران عوض نمیشد؟ آیا حتي سرنوشت خاور میانه نيز این نبود که اینک هست؟ توجه میفرمایید که تاریخ چه نقش مهمی در سرنوشت بشریت دارد .
اینک بعد از گذشت سالها بار دیگر صفحات تاریخ در حرکتهای سياسي ما در حد کاغذی است که برای جلوگیری از سوزش گاز اشک آور، آتش اش میزنیم! آری ما تاریخ نمیدانیم که اگر میدانستیم به روحانيون سياسي و سیاسیون به شدت مذهبی که دهها سال است حاکم بلا منازع صحنه سیاسی در ایران به شکل پنهان و آشکار بودهاند و راه بر دموکراسی در کشورما بستهاند اعتماد نميکرديم و روضه خواني سیاسی را به جای تحلیل سیاسی نمیپذیرفتیم.
تنها راه برون رفت از این فاجعه مرور تاریخ است و بس. حتا اگر شده چند سالی تمام کارهای سیاسی خود رابه کناري بگذریم باید این کار را بکنیم و تنها به تاریخ بپردازیم. همه سایتها و رسانههایی که دل در گرو دموکراسی دارند باید بخشی از این آموزش را بر عهده بگیرند چرا که ما بدون دانستن تاریخ همانند کوری سرگردان در دل یک صحرای سوزانیم یا چون تیر اندازی که در عمق تاریکی تیری سرگردان به امید اصابت رها میکند!
برای همین منظور از همین جا از سایت خودنویس نیز انتظار داریم بخشی را به تاریخ اختصاص دهد و از اساتید تاریخ نیز تقاضای یاری و حضور در سایتها و خصوصا سايت خود نویس را داريم .
آنکه نآموخت از گذشت روزگار … هیچ نآموزد ز هیچ آموزگار

هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر