مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin
پرواز تا آزادی FLY TO FREEDOM: آقا مصطفی ما کنارتان هستیم!

سه‌شنبه، مرداد ۲۶، ۱۳۸۹

آقا مصطفی ما کنارتان هستیم!

تقدیم به مصطفی تاجزاده سمبل مقاومت و بانو فخرالسادات محتشمی پور نماد صبر و فریاد
 

چه دشوار است دیدن بازگشت مردی به زندان که سرشار از عشق و راستی و پایداریست ، مصطفی تاجزاده را هم به زندان بردند ، همان طور که چند روز گذشته مهندس صفایی فراهانی را نیز به ندامتگاه ( بخوانید شکنجه گاه ! ) اوین بردند.

عکسی دیدم از لحظات پایانی مصطفی تاجزاده ی عزیز در کنار خانواده ، در میان چشمانش عشق و بغض موج می زد. عشق به خانواده ، پایداری در راه سبز ،و... از آنان که این چنین می کنند با ایران و ایرانیان... .

به ظاهر به دلیل پایان زمان مرخصی آقای تاجزاده به زندان بازگشت ، اما کیست که نداند دلیل همان نامه ی شکایت ازسردار سپاه و کودتای انتخاباتی است و بس. همان طور که به مهندس صفایی فراهانی گفته بودند : "یا شکایتت را پس بگیر یا برگرد زندان!"

آقای تاجزاده که آزاد شد ، نگارنده به علت علاقه ی که به وی داشتم و دارم بسیار شادمان شدم مثل دیگرانی که این مرد را دوست می دارند. اما شادمانی من زمانی بیشتر و علاقه ا م فزون تر شد که یادداشت " پدر ، مادر ما باز هم متهمیم" را خواندم.

همان وقت خواستم قلمی بردارم و در سپاس از آقای تاجزاده متنی هر چند ناچیز برای این شجاعتشان بنویسم اما صلاح را بر آن دیدم که خاموش بمانم و تنها در دل تاجزاده را تحسین کنم. خاموشی ام دو دلیل داشت :

یک ام)ننوشتم تا نگویند که می خواهی با تعریف و تمجید رسم اسطوره و بت سازی را در جنبش باب کنی.

دوم )نخواستم در حضور تاجزاده و با احتساب این که احیانا این یادداشت به دستش می رسد ، حمل بر مجیز گویی و خود شیرینی شود.

باری سکوت کردم تا به امروز که غمگنانه خبر بازگشت این مرد را به زندان شنیدم ، گفتم دیگر باید گفتنی ها را گفت و قفل سکوت را شکست حال مغرضان هر چه می خواهند بپندارند و بگویند!

تاجزاده در آن یادداشت تفصیلی به درستی نقاط ضعف دهه ی 60 را مطرح کرد و آنها را زیر سوال برد. از جمله مسائل مطروحه در این یادداشت اشاره به دادگاه های ناعادلانه و بی اساس سالهای ابتدای انقلاب بود.

این عمل نیکوی تاجزاده درجه ی احترام وی را در برابر دوستداران و دشمنان بالا برد و حتی بعضی از مخالفانش را وادار به تحسین کرد. این حرکت شایسته از فردی حق جو و حق بین چون مصطفی تاجزاده بعید نبود و البته ما از دیگر سران اصلاحات هم چنین رشادتی و شهامتی را انتظار داریم تا بیایند و پرده از اشتباهات گذشته بردارند تا آینده را روشن تر ترسیم کنیم.

باید دل را به حال آن بازجویی سوزاند که بعد از پخش این یادداشت به دروغ پردازی و توهم زایی مشغول شد و خواست که با محملاتی باور نکردی تاجزاده را از یک چهره ی استوار و مقاوم به یک چهره ی اعتراف کننده و شرمنده تبدیل کند.

شاید آن بازجو نداند اما ما به خوبی می دانیم که تاجزاده با زندان و شکنجه و انفرادی بیگانه نیست و به قول معروف بیدی نیست که با این بادها بلزرد. تاجزاده همان مرد پیش از انقلاب است. همان همراه و دوستدار اصلاحات است. جمله ای را بعد از دوم خرداد از تاجزاده شنیدم که همیشه در خاطرم خواهد ماند : " ما باید دیگر رخت انقلابی گری را از تن بیرون بیاوریم و لباس اصلاخات را به تن کنیم" ( نقل به مضمون ).

این جمله نشانگر مردی ست که از آرمان هایش فاصله نگرفته است بلکه پا به پای عصر خویش به جلو آمده و واقعیات جامعه را درک کرده است. مگر کسی میتواند نقش تاجزاده را در وقایع بعد از هیجده تیر و در آرام کردن دانشجویان کتمان کند. او پس از آن واقعه ی هولناک پا به پای دانشجویان پدرانه ایستاد و پیگیر حقوق از دست رفته ی جنبش دانشجویی شد. همان تاجزاده ای که در مقابل نظارت استصوابی شورای نگهبان و باند آیت الله جنتی کوتاه نیامد و شکایت از جنتی را به آزمونی از استقلال قوه قضائیه و عدالت نظام تبدیل کرد هر چند که هنوز هم دارد تاوان آن ایستادگی را پس می دهد و چه شجاعانه می گوید : در دادگاه از خودم دفاع نمی کنم تا به شکایتم از جنتی رسیدگی نشود." ( نقل به مضمون )

اما همه ی حدیث از تاجزاده گفتم ، ناپسند است که از بانو فخرالسادات محتشمی پور همسر فداکار و پیگیرش یادی نکنم. خانم محتشمی پور در این یک ساله که دیده ایم با یادداشت ها و دلگرمی هایشان نه تنها نیرویی مضاعف به همسرش بلکه به جنبش سبزبرای ادامه ی مسیر وارد کرده اند.

بدون اغراق این بانو با دلنوشته هایش راهی نو در ادبیات جنبش سبز گشود که دنباله رویش دیگر همسران زندانیان سبز بودند. پرده ی چند صد سال خانواده ی سنتی دریده شد و همگان دانستند که می توان مذهبی بود اما عاشق و شیدا هم.

خانم محتشمی پور مادرانه در این یک ساله ی جنبش به همراه همسر و چه در غیاب او غمخوار و همدرد خانواده ها بوده و با حضورش دلگرمی بخشیده است. بدون یادی از این بانوی بزرگوار صلاح ندیدم که این یادداشت را به پایان ببرم. پس باشند و باشیم تا روز رهایی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

Mohamad Rasool Fatemi Nasab

Create your badge